دو سناریوی ترامپ برای خاتمه درگیری با ایران: چه چیزهایی در جزایر ایرانی در انتظار آمریکاست؟
ترامپ، به عنوان رئیس وقت کاخ سفید و کسی که عنان آمریکا را به دندان سگ هاری به نام اسرائیل سپرد و وارد درگیری با ایران شد؛ اکنون با چالش "پایانبندی" مواجه...
دولت آمریکا پس از حمله مستقیم به ایران در نهم اسفند سال ۱۴۰۴، اگرچه در نظر خود با چند ترور به یک پیروزی محدود دست یافت، اما این پایان ماجرا نبود. روشهای عملیاتی ایران اسلامی، دیدگاه رهبر جدید انقلاب و متد فرماندهان جوان و متهور که به جای فرماندهان شهید در اتاقهای جنگ حضور یافتند، سرنوشت این درگیری را به گونهای رقم زد که گزینه پیروزی از دستان آمریکا و اسرائیل دور شد و صحنه به نفع ایران تغییر کرد. ایران بلافاصله پایگاههای آمریکایی و اسرائیلی در منطقه را هدف موشکهای نقطه زن و سنگین خود قرار داد، تنگه هرمز به دستور ایران بسته شد و مردم ایران در حمایت حداکثری از نظام اسلامی به خیابانها آمدند. رهبر جدید ایران در کوتاهترین زمان ممکن معرفی شد و خون شهدای مظلوم این جنگ، از جمله رهبر شهید انقلاب، شهید علی لاریجانی و شهدای دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب، به عنوان نمادهای خدامحوری و عقلانیت ایرانی، توانست گزینه پیروزی را از دستان دشمن برباید و به سمت ایران سوق دهد.
اکنون و در حالی که حدود یک ماه از این درگیری میگذرد، شورای حقوق بشر سازمان ملل جنایت آمریکا و اسرائیل در میناب را رسماً محکوم کرده است. اثرات انسداد تنگه هرمز بر اقتصاد و معیشت جهانی در حال نمایان شدن است و آمریکا هیچ توان و امکانی برای باز کردن آن ندارد. سامانههای پدافندی و ضد هوایی دشمن نمیتوانند با موشکهای ایرانی مقابله کنند و هواپیمای F۳۵ آمریکا به عنوان نماد قدرت نظامی کاخ سفید، مورد هدف پدافند قدرتمند ایران قرار گرفته است. عقلانیت نظام جمهوری اسلامی در وادی مذاکره و مقاومت نیز در داخل و خارج ایران به طور کامل مقبول واقع شده است.
این تغییر معادله، دشمن را به احساس شکست کشانده و امکان ادعای پیروزی مطلق را از او سلب کرده است. اکنون دونالد ترامپ، رئیس وقت کاخ سفید، با چالش “پایانبندی” مواجه است و باید به گونهای از این درگیری خارج شود که بتواند ادعای پیروزی داشته باشد. اما این امر به شدت دشوار به نظر میرسد. ترامپ با دو سناریوی “احمق یا احمقتر” مواجه است. سناریوی اول این است که با اعلام پیروزی در رسانهها، درگیری با ایران را به صورت یکجانبه خاتمه دهد. این سناریو که به نظر محتمل میرسد، مورد تأکید بسیاری از رجال ایالات متحده قرار گرفته است. اگرچه ترامپ در این حالت ادعای پیروزی خواهد کرد، اما در افکار عمومی به عنوان فردی نادان شناخته خواهد شد که خود و متحدانش را با خسارتهای سنگین نظامی و اقتصادی مواجه کرده است.
سناریوی احمقتر این است که ترامپ به دنبال یک “کار بزرگ” باشد تا بتواند ادعای پیروزی ملموس کند. این اقدام میتواند شامل یک عملیات کماندویی پر سر و صدا در ایران یا تخریب زیرساختهای انرژی در این کشور باشد. برخی محافل تحلیلی معتقدند خطراتی که ترامپ را در این سناریو تهدید میکند، فراتر از تصورات تحلیلگران کاخ سفید است. ترامپ در حال غرق شدن در “تصور پیروزی پس از یک ریسک بزرگ” است و به نظر میرسد از خطرات ناشی از این ریسک غافل است.
در نهایت، ترامپ در سناریوهای خود از پیش شکست خورده است و وضعیت کنونی او مشابه فردی است که در باتلاقی عمیق و گندیده فرو رفته است. تنها راه نجات او کنار کشیدن از درگیری با ایران است، در غیر این صورت، هرگونه اقدام نظامی علیه ایران با شکست مواجه خواهد شد.
بدون نظر! اولین نفر باشید