هزینههای سنگین حمایت از اسرائیل؛ چگونه جنگی که آمریکا در آن دخالت نداشت، ثبات، اقتصاد و امنیت ملی این کشور را به خطر انداخت؟
به نوشته تحلیلگر نشنال اینترست، تصمیم دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای حمله به ایران ناشی از درک عمیقا نادرستی از منافع ایالات متحده در خاورمیانه...
محمد ایّوب، استاد برجسته دانشگاه ایالتی میشیگان و عضو اندیشکده «مرکز سیاست جهانی»، در مقالهای که در تاریخ ۲۷ مارس برای وبگاه آمریکایی «نشنال اینترست» منتشر شده، به تحلیل نادرست و سوءبرداشت عمیق رئیسجمهور آمریکا از شرایط ایران و منطقه و تأثیر جنگ بر اقتصاد جهانی و منافع ایالات متحده پرداخته و این موارد را به عنوان مهمترین دلایل کشاندن آمریکا به جنگ با ایران معرفی کرده است. او این جنگ را به طور خاص «جنگی کاملاً اسرائیلی» توصیف میکند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پیش از این با دخالت نظامی ایالات متحده در جنگهای خاورمیانه مخالف بود و دولتهای پیشین را به خاطر مداخلات نظامیشان، به ویژه در عراق، به شدت مورد انتقاد قرار داده بود. با این حال، او به رغم غرایز اولیهاش تحت عنوان «آمریکا اول» به جنگی کشانده شد که تحت تأثیر اسرائیل شکل گرفته بود، بدون آنکه مشاوره مناسبی در مورد پیامدهای احتمالی این ماجراجویی، به ویژه تأثیر آن بر جریان نفت و گاز از طریق خلیج فارس، دریافت کند.
با پیشرفت جنگ، به طور فزایندهای روشن شده است که حمله به ایران عمدتاً برای تأمین اهداف اسرائیل صورت گرفته است که در بسیاری از جنبهها با منافع راهبردی آمریکا در خاورمیانه و همچنین ثبات اقتصاد بینالملل در تضاد است. بحران انرژی نه تنها اثرات منفی در سطح جهانی داشته، بلکه محاسبات رئیسجمهور ترامپ را در مورد اقتصاد آمریکا به هم ریخته و ممکن است عواقب فاجعهباری برای حزب جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای به همراه داشته باشد.
اینکه رئیسجمهور ترامپ اکنون دریافته است که حمله به ایران از جانب او قضاوتی اشتباه بوده، در تلاشهای او برای یافتن راه فرار از طریق مذاکره با تهران با میانجیگری کشورهایی چون پاکستان، مصر و ترکیه نمایان است. همچنین، بیانیه مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، در تاریخ دوم مارس به وضوح نشان میدهد که اسرائیل آغازگر جنگ بوده و آمریکا مجبور به پیوستن به نبرد شده است.
حمله به ایران در تاریخ ۲۸ فوریه، در حالی آغاز شد که مذاکرات مداومی بین ایران و ایالات متحده در ژنو با هدف حل و فصل اختلافات بر سر برنامه هستهای ایران در جریان بود. بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، که در آستانه جنگ میانجیگر اصلی بین دو طرف بود، در مقالهای در نشریه اکونومیست به این موضوع اشاره کرده و اسرائیل را به دلیل آغاز جنگ به منظور مختل کردن مذاکرات و جلوگیری از توافق بین ایالات متحده و ایران مقصر دانسته است.
به گفته البوسعیدی، رهبری اسرائیل آمریکا را قانع کرده است که ایران به قدری با تحریمها و بمباران سایتهای هستهای تضعیف شده است که تسلیم بیقید و شرط به سرعت پس از حمله اولیه و ترور رهبر عالیترین مقام، دنبال خواهد شد. اما اکنون باید روشن باشد که برای رسیدن اسرائیل به هدف اعلام شدهاش، یک کارزار نظامی طولانی لازم است که آمریکا مجبور خواهد شد نیروهای زمینی خود را به آن متعهد کند.
دولت ترامپ هنگام پیوستن به حمله اسرائیل، اهداف روشنی در ذهن نداشته و این موضوع با اهداف متغیر و غالباً متناقضی که از سوی رئیسجمهور و کابینه بیان شده، نشان داده میشود. در مقابل، اسرائیل اهداف مشخصی دارد: تضعیف تواناییهای ایران تا حدی که طی ۵۰ سال نتواند بازیابی شود و روی کار آوردن رژیمی مطیع در تهران.
اسرائیل توانست دولتی سادهانگار در آمریکا را قانع کند که ایران تهدیدی قریبالوقوع برای منافع منطقهای ایالات متحده به شمار میرود، در حالی که چنین تهدیدی وجود نداشت. همچنین، اسرائیل نگران تهدید جنگ با ایران برای تأمین انرژی جهانی نبود، زیرا برای واردات نفت خود به تنگه هرمز وابسته نیست.
با پیشرفت جنگ و معطوف شدن توجه بینالمللی به خلیجفارس، اسرائیل از مه جنگ برای پیشبرد الحاق کرانه باختری استفاده کرده و در حال اشغال بخش وسیعی از جنوب لبنان است. نابودی دولت ایران، الحاق کرانه باختری و اشغال نامحدود جنوب لبنان مستقیماً با منافع آمریکا در خاورمیانه در تضاد است.
به عنوان یک قدرت جهانی، اهداف ایالات متحده عمدتاً شامل ثبات منطقهای در خاورمیانه و جریان آزاد نفت و گاز از این منطقه است. تمامی این اهداف با جنگ ایران که اسرائیل آغازگر آن بوده، تهدید میشوند. در واقع، محصول نهایی احتمالاً یک رژیم تندرو و خواهان انتقام خواهد بود که مصمم به تلافی برای ویرانی و جنگی است که ایران متحمل شده است.
علاوه بر این، هدف آمریکا مبنی بر محروم کردن ایران از سلاح هستهای نیز بعید است محقق شود. محاسبات راهبردی ایران پس از جنگ ناگزیر تغییر خواهد کرد و اگر ایران با حمله نظامی مواجه شود، داشتن سلاح هستهای تنها راه جلوگیری از چنین حملاتی به نظر میرسد.
به طور کلی، نتیجه این جنگ که در اسرائیل ساخته شده است، احتمالاً رکود اقتصادی جهانی ناشی از تورم سرسامآور و منطقهای به شدت بیثبات و ناامن خواهد بود، و ایران تندرو و خواهان انتقامی را به سمت دستیابی به سلاح هستهای سوق خواهد داد.
بدون نظر! اولین نفر باشید