محور مقاومت و شکلگیری معادله امنیتی نوین در غرب آسیا: از نابودی پایگاههای آمریکایی تا خروج ناگزیر از منطقه
جنگ فعلی در منطقه و نابودی پایگاههای آمریکایی، تبدیل به نقطه عطفی مهم در تاریخ تحولات منطقهای شده است که در آینده نه چندان دور، وزن معادلات را به سمت جمهوری اسلامی ایران تغییر خواهد...
تحولات سریع در منطقه غرب آسیا در ماههای اخیر، به ویژه پس از حملات نظامی و تروریستی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نشاندهنده تغییرات اساسی و راهبردی در معادلات منطقهای است. جمهوری اسلامی ایران در یک اقدام محاسبهشده و قدرتمند، با طراحی یک پدافند تهاجمی هوشمند، نه تنها توانست امنیت خود را بازسازی کند، بلکه جایگاه آمریکا را به عنوان یک متحد ناامنکننده در منطقه به چالش کشید.
در واکنش به تجاوز آشکار ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۱۰ اسفند ۱۴۰۴) به تأسیسات نظامی و هستهای ایران، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران عملیات تلافیجویانهای با نام “وعده صادق ۴” آغاز کردند که طی آن ۱۴ پایگاه نظامی ایالات متحده در یک هفته مورد حمله قرار گرفت. این حملات که با استفاده از نسل جدید موشکهای هایپرسونیک نظیر فتاح و خرمشهر-۴ انجام شد، نشاندهنده توانایی ایران در عبور از پیشرفتهترین سامانههای پدافندی است. بر اساس اعلام رسمی ایران، پایگاههای آمریکایی در قطر، بحرین، کویت و امارات متحده عربی به شدت آسیب دیدهاند و سخنگوی ستاد کل نیروهای مسلح ایران تأکید کرد که بسیاری از این پایگاهها به کلی نابود شده و بازسازی آنها حداقل پنج سال زمان نیاز دارد.
این موفقیت نظامی نشاندهنده پایان عصری است که در آن پایگاههای آمریکایی به عنوان “مناطق امن” برای متحدان واشنگتن تلقی میشدند. موج حملات ایران و اصابت موشکها به پایگاههای آمریکایی، خسارات مالی و تلفات انسانی سنگینی را به همراه داشت و امنیت روانی پنتاگون و متحدانش را تحت تأثیر قرار داد. هدف قرار گرفتن پایگاهها در کشورهای حاشیه خلیج فارس نشان داد که دیگر هیچ نقطه امنی برای نیروهای آمریکایی وجود ندارد.
ایران باید از این موقعیت برای ترسیم یک معادله امنیتی جدید بهرهبرداری کند و به کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی بفهماند که هرگونه استفاده از خاک آنها علیه ایران، بلافاصله آنها را به هدف مشروع تبدیل خواهد کرد. این دکترین بازدارندگی فراگیر باید به گونهای تثبیت شود که کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بدانند که هزینه میزبانی از نیروهای آمریکایی باید به طور دائم در محاسبات امنیتی آنها بالا بماند.
کنترل بر تنگه هرمز یکی از ابزارهای کلیدی برای اعمال این معادله است. ایران باید به وضوح اعلام کند که کشتیهای متعلق به آمریکا و اسرائیل مجاز به عبور از این تنگه نخواهند بود. این سیاست میتواند به حیثیت و توان لجستیکی آمریکا آسیب جدی وارد کند و متحدان عرب را وادار به انتخاب میان امنیت تجاری و اتحاد استراتژیک با واشنگتن کند.
حملات ایران به زیرساختهای اقتصادی کشورهای عربی نگرانیهای جدی در افکار عمومی این کشورها ایجاد کرده است. ایران باید از این فضا بهرهبرداری کند و به شهروندان و نخبگان سیاسی این کشورها تفهیم کند که ادامه حضور آمریکاییها، ثبات اقتصادی و امنیت شهری آنها را به خطر میاندازد.
تحلیل وضعیت فعلی نشان میدهد که منطقه غرب آسیا در آستانه یک نظم جدید است. ایالات متحده در حالی که تلاش میکند با طرحهایی مانند ایجاد پایگاههای نظامی حضور خود را بازتعریف کند، در عمل در موضع ضعف قرار گرفته است. ائتلاف شورای همکاری خلیج فارس که پیشتر با آمریکا همراهی میکردند، اکنون با دو گزینه سخت روبرو هستند: ادامه اتحاد با آمریکا که به معنای پذیرش تبدیل شدن به میدان جنگ است یا فاصلهگیری از واشنگتن که میتواند منجر به حفظ امنیت ملی و اقتصادی آنها شود.
ایران با نمایش قدرت موشکی خود و راهبردی کردن تنگه هرمز، به کشورهای عربی ثابت کرده است که پوشش امنیتی آمریکا نه تنها امنیت نمیآورد، بلکه خود به هدفی برای حملات تبدیل میشود. هر پایگاه آمریکایی در خاک یک کشور عربی، به مثابه یک هدف ثابت برای موشکهای ایران خواهد بود.
در پایان، باید تأکید کرد که جنگ کنونی یک نقطه عطف تاریخی است. ایران با موفقیت در هدف قرار دادن ۱۴ پایگاه آمریکایی و وادار کردن واشنگتن به عقبنشینی، عملاً برگ برنده را در اختیار دارد. جمهوری اسلامی ایران باید معادله بازدارندگی جدیدی را در منطقه حاکم کند: هر کشوری که اجازه استفاده از خاک، آبهای سرزمینی یا حریم هوایی خود را به نیروهای متخاصم بدهد، خود به تنهایی و بدون حضور فیزیکی دشمن، یک هدف مشروع خواهد بود. این دکترین جدید، تضمینکننده امنیت ملی ایران و پایانبخش دوران حضور بیدردسر آمریکا در حیاط خلوت غرب آسیا خواهد بود.
بدون نظر! اولین نفر باشید