پیوند شبکههای مخفی اجتماعی با سناریوی مداخله خارجی: نقش جمعیت منحله امام علی در بازی ترامپ چیست؟
اخیرا جمعیت امام علی خواستا مداخله خارجی برای کنترل و جلوگیری از ناآرامیهای ایران شده است.
در روزهای منتهی به آشوب هجدهم دیماه، نشانههایی از شکلگیری فضایی ملتهب و مستعد تنش در سطح شهرها مشاهده میشد که بروز بحران در آن محتمل به نظر میرسید. در ساعات پایانی پیش از محدودیت کامل اینترنت، شبکههای اجتماعی به بستری برای تشدید جنگ روانی تبدیل شده بودند و محتوای منتشرشده از سوی برخی جریانهای هدایتگر، به وضوح تحریک به خشونت و عادیسازی رفتارهای خشن خیابانی را نشان میداد. همزمان، مواضع اعلامی رئیسجمهور ایالات متحده نیز بر حساسیت فضا افزود. وی در پیامهای عمومی خود، نهادهای نظامی و انتظامی ایران را نسبت به نحوه مواجهه با معترضان تهدید کرد و از «عواقب سخت» سخن گفت؛ این امر بیش از آنکه کارکرد بازدارندهای داشته باشد، به معترضان سیگنالی سیاسی به عنوان پشتوانهای خارجی ارسال کرد. با آغاز آشوب و قطع کامل دسترسی به اینترنت، جریان اطلاعات با اختلال جدی مواجه شد و دسترسی به دادههای میدانی دقیق برای افکار عمومی داخل و ناظران خارجی محدود گردید. در این خلأ اطلاعاتی، رئیسجمهور آمریکا روایتی از تحولات ارائه داد که از حضور یک میلیون معترض در مشهد و سقوط شهر حکایت داشت. در روزهای پس از ناآرامیها نیز، او و رسانههای همسو بهطور مستمر آماری کذب و اغراقآمیز از تلفات و سطح خشونت منتشر کردند. الگوی فشار سیاسی چندلایهای که ترامپ طراحی کرد، به افزایش هزینه اقدام امنیتی در داخل و تشدید فشارهای بینالمللی منجر شد و در نهایت، او مستقیماً وعده دخالت نظامی را در سطح جهانی مطرح کرد. تصویرسازی نادرست از کشتار گسترده بهعنوان یک محور رسانهای، نقشی کلیدی در شکلدهی به افکار عمومی جهانی ایفا میکند و تمام بازوهای رسانهای ترامپ و صهیونیستها برای تثبیت این محور به خط شدهاند. در کنار بازیگران رسانهای و سیاسی، نهادهای به ظاهر خیریه و مردمنهاد نیز اهمیت زیادی دارند. این نهادها که پیشتر تلاش داشتند با ادبیاتی غیرسیاسی و تمرکز بر فعالیتهای اجتماعی، از تنشهای سیاسی فاصله بگیرند، بهویژه جمعیت امام علی که پس از سالها جاسوسی و سیاهنمایی علیه وضعیت اجتماعی در کشور، نهایتاً از سوی جامعه طرد شد و به خارج از کشور مهاجرت کرد. این نهادها بهدلیل برخورداری از هویت مدنی و پیشینه فعالیتهای بشردوستانه، میتوانند بیش از رسانههای خارجی در افکار عمومی بینالمللی تأثیرگذار باشند. این مجموعه اخیراً مواضعی داشته که بهطور غیرمستقیم به بالا بودن غیرعقلانی شمار جانباختگان در ایران اشاره دارد و در چارچوب لزوم اقدام خارجی برای مهار ناآرامیهای کشور اظهارنظر کرده است. نامه جمعیت امام علی به سازمان ملل که از سوی شبکه بیبیسی فارسی بازتاب پیدا کرده است، سرگذشت این نهاد را مرور میکند و نشان میدهد که چگونه یک نهاد به ظاهر مردمی، طی سالها در بین اقشار ضعیف و فعال در حرکات اجتماعی، شبکهسازی کرده و با ورود مقطعی به حوادث سیاسی، مأموریت خود را بدون روتوش اجرا میکند. جمعیت امام علی (ع) یکی از نهادهای برجسته در فعالیتهای خیرخواهانه و بشردوستانه در ایران بود که از سال ۱۳۷۸ تأسیس شد و در پوشش فعالیتهای امدادی، به عنوان یک تشکیلات شبهفرقهای وارد میدان حرکات جهادی کشور شد. اعضای پایینرده این مجموعه، جوانان خالصی بودند که بدون آگاهی از باطن تشکیلات، در آن فعال شدند. انحرافات در این تشکیلات از همان ابتدا قابل مشاهده بود. مطابق اطلاعات افشا شده از جزئیات کلاسهای تدریس این مجموعه، مشخص بود که سرکرده تشکیلات در تلاش برای راهاندازی یک جریان فکری التقاطی و فاصلهگرفته از قرائتهای رسمی دینی است. این جریان با برگزاری کلاسهایی با عنوان «رهیافت به درون» آغاز شد و در جلسات، به شرکتکنندگان گفته میشد که خدایی که جامعه قبول دارد را نباید قبول داشته باشند. در نهایت، این تشکیلات به انکار و تمسخر برخی وقایع تاریخی و مذهبی نیز کشیده شد و در واکنش به روضهها و جزئیات شهادت حضرت زهرا (س) مواضع تندی اتخاذ کرد. انحرافات این تشکیلات و ادعاهای مکاشفه و تجربههای شبهعرفانی نیز نگرانکننده است. این نهاد ابتدا تلاش دارد تصویری فلاکتبار از وضعیت کودکان و برخی مسائل مربوط به زنان را انعکاس دهد و در عین حال، در فضای سیاسی ادعای بیطرفی میکند. در نهایت، محتوای تولیدی این نهاد به مستنداتی برای نهادهای بینالمللی علیه حقوق بشر در ایران تبدیل میشود.
بدون نظر! اولین نفر باشید