«نبردهای مکرر»؛ سایه فاشیسم در آمریکا/ عصر تاریک ترامپ و ضرورت فیلم «توماس اندرسن»
فیلم «نبردی پس از نبرد دیگر» به کارگردانی پل توماس اندرسن، خارج از چارچوب سیاسی رسمی فرصتی فراهم آورده تا بخشی از خشم عمومی نسبت به فاشیستها در کاخ سفید، وزارت امنیت داخلی و پنتاگون را ابراز...
فیلم «نبردی پس از نبرد دیگر» به کارگردانی پل توماس اندرسن، درامی سیاسی است که در بستر شرایط معاصر آمریکا روایت میشود. در صحنههای تأثیرگذار این فیلم، اندرسن و همکارانش با دقتی بینظیر، تمایل به حکومت پلیسی و فضای سرکوبگرانهای را به تصویر میکشند که در حال حاضر در جامعه آمریکا در حال وقوع است. خشونت و شخصیتهای فاشیستی فیلم، به ویژه در سکانسهای حملات ماموران اداره مهاجرت (ICE)، لحظات تأملبرانگیزی را خلق میکند که استعارهای بصری از تصمیمات دوران ترامپ به شمار میآید.
این فیلم فرصتی را فراهم میآورد تا بخشی از خشم عمومی نسبت به فاشیسم در کاخ سفید، وزارت امنیت داخلی و پنتاگون ابراز شود. «نبردی پس از نبرد دیگر» در بسیاری از رسانهها، از جمله نیویورک تایمز، بهعنوان یک شاهکار تبلیغ میشود. فیلمبرداری این اثر در سال ۲۰۲۴ انجام شده و بر تداوم سیاستهای واپسگرایانه دولتهای اوباما، ترامپ و بایدن و فاجعههای کنونی تأکید دارد. با وجود ضعفها و عناصر نمایشی گیجکننده، اندرسن شایسته تحسین است؛ بهویژه برای ساخت فیلمی شوکهکننده و جسورانه.
داستان فیلم از شانزده سال قبل آغاز میشود و به روایت «پَت کالهون» (لئوناردو دیکاپریو) و «پرفیدیا بورلیهیلز» (تیانا تیلور) میپردازد که اعضای گروه تروریستی چپگرای «فرنچ ۷۵» هستند. این گروه به آزادی مهاجران بازداشتشده و انجام اقداماتی چون بمبگذاری میپردازد. «پرفیدیا» توجه سرهنگ سختگیر ارتش، استیون لاکجا (شان پن) را جلب میکند. پس از دستگیری «پرفیدیا»، او به عنوان خبرچین با «لاکجا» همکاری میکند و پس از تولد دخترش، از برنامه حفاظت شاهدان فرار میکند.
این داستان علمیتخیلی یا دیستوپیایی نیست؛ وقایعی مشابه در حال حاضر در آمریکا در شهرهایی مانند شیکاگو و لسآنجلس تحت نظارت دولت فاشیستی ترامپ در حال وقوع است. شانزده سال بعد، «باب» (با نام جدید «باب فرگوسن») که هنوز از دست مقامات مخفی شده و غرق در مواد و مشروبات است، همراه با دخترش ویلا (چِیس اینفینیتی) در «ردوود فارست» زندگی میکند. او حتی داشتن گوشی موبایل را برای ویلا ممنوع کرده است.
سرهنگ لاکجا و یگان نظامیاش به دنبال باب و ویلا هستند و دلایل او کاملاً شخصی است. او خود را برای عضویت در یک محفل نخبهٔ برتریطلب سفیدپوست آماده میکند. در این میان، ویلا به صومعهای منتقل میشود و از خیانت مادرش آگاه میشود. لاکجا موفق میشود ویلا را ربوده و او را مجبور به انجام آزمایش DNA کند. تعقیب و گریز در تپهها آغاز میشود و صحنههایی که گروههای مسلح به خانهها یورش میبرند، واقعی به نظر میرسند.
فیلم بهروشنی طرفدار مهاجران مورد آزار است و دیدگاه مثبتی نسبت به حامیان مهاجران دارد. واکنش منتقدان به فیلم عموماً مثبت بوده و آن را بهعنوان یک اثر مهم در بررسی وضعیت کنونی آمریکا توصیف کردهاند. منتقدان به تأثیرگذاری و جسارت فیلم در مواجهه با موضوعات اجتماعی و سیاسی اشاره کرده و آن را شایسته تحسین دانستهاند.
این فیلم بهعنوان یک اثر سینمایی خارج از چارچوب سیاسی رسمی، فرصتی را برای ابراز خشم عمومی نسبت به فاشیسم و سیاستهای نژادپرستانه فراهم کرده است. انتقادات از سوی رسانههای راستگرا به نگرش چپگرایانهای که به فیلم نسبت داده میشود، معطوف شده و این انتقادات به فعالیتهای گروه «فرنچ ۷۵» در فیلم مربوط میشود.
فیلم «نبردی پس از نبرد دیگر» که در باکس آفیس موفقیت کسب کرده، بهعنوان یک اثر تأثیرگذار در نقد وضعیت کنونی آمریکا شناخته میشود و بهویژه در میان منتقدان راستگرا خشم و انتقادات شدیدی را برانگیخته است.
بدون نظر! اولین نفر باشید