هزینههای کلان ترامپ و همپیمانان منطقهای برای شناسایی یک فرمانده ایرانی/ نقش حاج باقر در مختل کردن جنگ اطلاعاتی موساد و سیا چگونه بود؟
اقدام قاطع سپاه و موضعگیری فوری قالیباف عملیات روانی موساد و سیا را تاحدی خنثی کرد و از اختلافات داخلی و طرح ادعاهایی نظیر پشت به مردم و مذاکره با دشمن جلوگیری...
پس از سه هفته ترور مقامات و چهرههای برجسته کشور توسط دشمن، رئیسجمهور آمریکا در پیامی توئیتری تهدید کرد در صورت باز نشدن تنگه هرمز، تاسیسات برق ایران را هدف قرار خواهد داد. وی در این پیام از عبارات کلیشهای همچون «خواهیم دید چه خواهد شد» استفاده کرد. با این حال، ساعاتی پس از این تهدید، نیروهای مسلح ایران وعده دادند در صورت هرگونه خطا، تاسیسات انرژی شرکای آمریکا مانند رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی را به طور کامل منهدم خواهند کرد. گروه هکری حنظله و رسانههای ایرانی نیز آمادگی نیروهای مسلح برای اجرای این عملیات را با انتشار نقشه اهداف مرتبط اعلام کردند.
در حالی که مهلت ۴۸ ساعته رئیسجمهور آمریکا در حال پایان بود، عملیات روانی مشترکی میان وی و عناصر موساد آغاز شد. ترامپ ناگهان زمان انهدام تاسیسات ایران را پنج روز به تعویق انداخت و مدعی شد با یک شخصیت عالیرتبه ایرانی در حال مذاکره است. رسانههای رژیم صهیونیستی این شخصیت را رئیس مجلس ایران، محمدباقر قالیباف، معرفی کردند. حجم این عملیات روانی به حدی بود که رسانههای سعودی نیز به آن پیوستند و خبر پرواز قالیباف به پاکستان را منتشر کردند.
تهدیدهای دشمن ادامه داشت؛ نخستوزیر رژیم صهیونیستی در پیامی ویدیویی از ادامه حملات در ایران و لبنان خبر داد و اعلام کرد با رئیسجمهور آمریکا درباره فرصت دستیابی به اهداف جنگ از طریق توافق صحبت کرده است. وزیر جنگ آمریکا نیز در کنفرانسی مشترک با ترامپ گفت: «ما با بمب مذاکره میکنیم.» رسانه آمریکایی پولیتیکو نیز تلویحاً محمدباقر قالیباف را گزینه جدی مذاکره با آمریکا معرفی کرد. رسانههای صهیونیستی به نقل از منابع ناشناس مدعی شدند که شخصیت ایرانی مورد نظر آمریکا، قالیباف است.
ترامپ و رسانههای وابسته تلاش کردند با ایجاد پروپاگاندا، التهابات بازار نفت را کاهش داده و وضعیت جنگ ایران و آمریکا را در آستانه صلح و توافق بزرگ نشان دهند. با این حال، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در همان روز با شلیک موشکهای سنگین به سوی سرزمینهای اشغالی پاسخ کوبندهای داد. در بیانیه سپاه آمده است: «سپاه پاسداران با عملیات تأثیرگذار در حال مذاکره با متجاوزان است و یگانهای رزم سپاه و بسیج میلیونی هنوز وارد میدان نشدهاند. ورود آنان در صورت لزوم نبرد را تیزتر و مهلکه را برای دشمنان گریزناپذیر خواهد کرد. توطئههای دشمن برای جبران شکستها و تغییر معادلات جنگ از چشم سپاه پنهان نیست و ضربت سخت ایران در کمتر از آنی بر سر آمرین و عاملین هر سطحی از تجاوز فرود خواهد آمد.»
در مقابل، وزیر امور خارجه، سخنگوی وزارت خارجه و چهرههای نزدیک به قالیباف ادعاهای ترامپ را تکذیب کردند. با این حال، ترامپ همچنان تلاش میکند مذاکره با ایران را قطعی و حتمی نشان دهد و با بازنشر پیام شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، درباره آمادگی اسلامآباد برای میزبانی مذاکرات، دوگانه «دیپلماسی یا تشدید فشار» را مجدداً مطرح کرد.
محمدباقر قالیباف نیز در واکنش به ادعاهای آمریکا در توئیتی نوشت: «ما از آنچه در بازار نفت کاغذی میگذرد آگاهیم، از جمله شرکتهایی که برای تأثیرگذاری بر معاملات آتی نفت استخدام شدهاند. کارزار گستردهتر فضاسازی و فشار سیاسی را میبینیم، اما باید دید آیا میتوانند آن را به سوخت واقعی پمپ بنزین تبدیل کنند یا فقط مولکولهای بنزین را پرینت میکنند.»
با وجود تلاشهای ترامپ برای کنترل بازار نفت و اقتصاد، تحلیل کارشناسان غربی نشان میدهد که حتی آنها نیز نسبت به ادعاهای وی بیاعتماد شدهاند. در میانه این جنگ، ترامپ و رسانههای همسو با او با انتشار اخبار و گزارشهای تکمیلی، بخشی از فضای ذهنی کاربران ایرانی را هدف قرار دادند. هدف این عملیات روانی، ایجاد تردید، حمله به چهرههای داخلی و ترور شخصیتی بود. طرح نام قالیباف بیش از آنکه خبر واقعی باشد، بخشی از پروژهای برای ایجاد شکاف داخلی و زمینهسازی تهدیدات امنیتی بود.
در این شرایط، تلاش شد تا چهرههای سیاسی برای کسب اطلاع دقیق از ادعاها، قالیباف را ردیابی کنند. آنچه رخ داد نشان میدهد جنگ تنها در میدان نظامی جریان ندارد، بلکه بمب سیاسی و عملیات رسانهای به عنوان ابزار مکمل وارد میدان شدهاند. هدف این طراحی برهم زدن انسجام داخلی و منحرف کردن تمرکز افکار عمومی از دشمن اصلی و مشکلات داخلی است. بنابراین، هر ادعای ترامپ باید در قالب سناریویی هدفمند نظامی تحلیل شود.
یک تحلیلگر ارشد انرژی در بلومبرگ در واکنش به توئیت قالیباف اعلام کرد: «تهران اکنون کمپین رسانهای نفتی علیه ادعاهای کاخ سفید را آغاز کرده است.» در موضوع مذاکره نیز برخلاف فضاسازیها، هیچ روند واقعی در جریان نیست و این موضوع بارها توسط مقامات رسمی تکذیب شده است. آنچه وجود دارد صرفاً انتقال پیام از مسیرهای غیرمستقیم است که ماهیتاً به معنای مذاکره نیست و در شرایط مشابه مرسوم بوده است. همچنین باید توجه داشت که اصل مذاکره به خودی خود نه خوب است و نه بد، بلکه تابع شرایط و موازنه قدرت است و در شرایط فعلی چنین موضوعی در دستور کار قرار ندارد.
این پروژه رسانهای دارای ابعاد چندگانهای است؛ از تحریک افکار عمومی و ایجاد تفرقه تا تلاش برای ردزنی و شناسایی افراد کلیدی. سادهسازی جنگ و تصور پایان سریع آن نیز بخشی از جنگ شناختی است که میتواند به خطای محاسباتی در جامعه منجر شود. ترامپ علاقهمند به عملیاتهای شوک در ایران است و پیش از اقدامات هیجانی خود، وعدههای خوشایند به مردم ایران داده است. او بارها تمایل خود به عملیات زمینی یا بمباران تاسیسات انرژی ایران را در هالهای از ابهام قرار داده است.
اقدام قاطع سپاه و موضعگیری فوری قالیباف این معادلات را تا حدی خنثی کرد و از اختلافات داخلی و طرح ادعاهایی نظیر پشت کردن به مردم و مذاکره با دشمن جلوگیری کرد. با این حال، حجم عملیات روانی کنونی بسیار بالا است و تقریباً تمامی رسانههای معتبر عربی، انگلیسی و عبری در این پروژه نقش دارند.
برند دابسمن جونیور، خبرنگار بیبیسی در کاخ سفید، در گزارشی به این موضوع اشاره کرده و میگوید ترامپ ساعاتی پیش در اظهاراتی خوشبینانه درباره مذاکرات با ایران تأکید کرد که این درگیری از طریق گفتوگو پایان خواهد یافت، هرچند جزئیات مشخصی ارائه نداد. از نظر نظامی، ترامپ معتقد است ایالات متحده از هم اکنون پیروز شده و گفته است «این جنگ پیروز شده است» و تردیدهای موجود را به رسانهها نسبت داده است. با این حال، هنوز مشخص نیست فرستادگان آمریکا به پاکستان با چه طرفی مذاکره میکنند، محتوای گفتوگوها چیست و تا چه مرحلهای پیش رفته است. ترامپ همچنین به طور علنی اعلام نکرده که دقیقاً چه امتیازاتی از ایران میخواهد، جز تعهد قاطع به کنار گذاشتن برنامه سلاح هستهای ایران.
نکته مهم دیگر این است که ترامپ هیچ اشارهای به اسرائیل نکرد و توضیحی درباره چگونگی تأمین اهداف نظامی و ژئوپلیتیک این کشور در منطقه در صورت توافق احتمالی ارائه نداد.
در نهایت، مهمترین عامل موفقیت ایران طی این هفتهها، وحدت میان مردم و مسئولان بوده است. هرگونه درگیری داخلی بر سر اخبار تأییدنشده یا روایتهای هدفمند، دقیقاً در راستای اهداف دشمن عمل میکند. بنابراین، در شرایط کنونی، تشخیص مرز میان واقعیت و عملیات روانی، مهمترین خط دفاعی جامعه در برابر این جنگ ترکیبی است و رسانهها و شخصیتهای تأثیرگذار، افسران این جنگ نرم به شمار میروند.
بدون نظر! اولین نفر باشید