سقوط اخلاقی احسان کرمی: تهدید همکاران سابق و تلاش ضدانقلاب برای تضعیف جشنواره فیلم فجر
احسان کرمی پس از دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ در این جشنواره حضور داشته و خود در فرآیند عادی سازی این رویداد (مستقل از امر سیاسی و اعتراضی) و التهاب زدایی از آن نقشی جدی ایفا کرده...
در ماههای اخیر، احسان کرمی به عنوان یک مخالف خارجنشین، به شدت در تلاش است تا خود را به عنوان یک چهره برجسته اپوزیسیون معرفی کند. او برای حفظ این جایگاه، به اقداماتی دست زده که حتی در میان ضدانقلاب و معاندین نیز ناپسند تلقی میشود. این اقدامات، عمدتاً شامل انتشار شمارههای تلفن ورزشکاران، مجریان و برخی بازیگران و تهدید مکرر دوستان و همکاران سابقش در داخل کشور است. این رفتار که بیشتر متوجه چهرههای رسانهای و مجریان شناختهشدهای است که با مواضع سیاسی او مخالف هستند، واکنشهای منفی زیادی را به همراه داشته است.
برخی فعالان رسانهای با لحنی هشداردهنده اعلام کردهاند که اگر «شمارهپراکنی» به ابزار منازعه سیاسی تبدیل شود، این روند میتواند به تهدید خانوادهها و افراد غیرمرتبط نیز کشیده شود. این موضوع عمق بحران اخلاقی چنین رویکردی را نشان میدهد. اصل ماجرا به یک پرسش بنیادین بازمیگردد: آیا افشای اطلاعات شخصی، حتی دربارهٔ افراد مشهور، میتواند ابزار مشروع کنش سیاسی باشد؟ پاسخ از منظر اخلاق رسانهای و حقوق شهروندی، منفی است. شماره تلفن، حتی برای چهرهای عمومی، بخشی از حریم خصوصی محسوب میشود و انتشار آن عملاً به معنای دعوت به فشار روانی، مزاحمت یا آزار جمعی است.
این رفتار نه نقد است و نه مطالبهگری؛ بلکه نوعی مجازات خودسرانه با تکیه بر قدرت تودهای مخاطبان محسوب میشود. تناقض آشکار در اینجاست که بسیاری از چهرههای معترض، از جمله خود احسان کرمی، سالها از فضای تهدید، فشار و سرکوب انتقاد کردهاند. اما وقتی همان منطق فشار، اینبار با جهتگیری معکوس و در لباس «افشاگری» بازتولید میشود، تفاوتی ماهوی در نتیجه ایجاد نمیکند. قربانی اصلی، در هر دو حالت، گفتوگوی مدنی و امنیت روانی جامعه است.
اظهارات تند مطرحشده علیه کرمی در رسانههای داخلی، هرچند خود میتواند واجد ادبیات تهدیدآمیز باشد، یک نکته درست را برجسته میکند: عادیسازی افشای اطلاعات شخصی، بازی خطرناکی است که پایانی قابل کنترل ندارد. اگر این قاعده پذیرفته شود، مرزی باقی نمیماند که فردا خانوادهها، نزدیکان یا حتی شهروندان عادی قربانی آن نشوند. در نهایت، کنشگری سیاسی اگر قرار است مشروعیت اجتماعی داشته باشد، ناگزیر از پایبندی به اصول اخلاقی است. نقد سیاسی، بدون احترام به مرزهای انسانی، بهسرعت به ضد خود تبدیل میشود.
تجربه احسان کرمی نشان میدهد که عبور از این مرز، نهتنها به تقویت پیام سیاسی کمک نمیکند، بلکه میتواند سرمایه اجتماعی و اعتبار گوینده را نیز بهشدت فرسوده کند. در روزهای همزمان با برگزاری چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، شنیدههایی در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی منتشر شد که بار دیگر نام احسان کرمی را در کانون یک حاشیه جدی قرار داد. بر اساس این شنیدهها، او برخی از همکاران سابق خود را تهدید کرده که در صورت حضور در جشنواره فیلم فجر، شماره تلفن آنان را در فضای مجازی منتشر خواهد کرد.
صرفنظر از میزان صحت این ادعاها، نفس طرح چنین تهدیدی نشانه عبور از مرزهای متعارف نقد و اعتراض سیاسی است. جشنواره فیلم فجر، همچنان یک رویداد رسمی فرهنگی محسوب میشود و حضور یا عدم حضور در آن، انتخابی شخصی و حرفهای برای هر هنرمند است. تبدیل این انتخاب به معیار «وفاداری سیاسی» و سپس تهدید به افشای اطلاعات شخصی، بهمعنای اعمال فشار خارج از چارچوب گفتوگوی مدنی است.
انتشار یا تهدید به انتشار شماره تلفن، حتی در مورد چهرههای شناختهشده، اقدامی است که میتواند به آزار سازمانیافته، فشار روانی و تهدید امنیت افراد منجر شود. این رفتار، از منظر اخلاق رسانهای، تفاوتی با همان روشهایی ندارد که سالها مورد انتقاد فعالان اجتماعی و سیاسی بوده است. اگر ابزار تهدید تغییر کند اما منطق آن ثابت بماند، نتیجه نیز تغییری نخواهد کرد.
احسان کرمی تا زمانی که در ایران حضور داشت، بارها مجری افتتاحیه و اختتامیه این رویداد بود و در فرآیند عادیسازی این جشنواره نقش جدی ایفا کرده است. اما اکنون آنچه به آن مأمور شده، ناامنسازی فضای فرهنگ و هنر و پیوند زدن آن به التهابات سیاسی است؛ البته به شیوه گروهکهای تروریستی. چه آنها که در خیابان ترور میکنند و چه آنها که در فضای مجازی اقدام تروریستی مانند افشای اطلاعات شخصی انجام میدهند، جزو پستترین دشمنان ملت ایران هستند.
بدون نظر! اولین نفر باشید