سفیدشویی گروههای تروریستی مسلح در خانه سینما؛ اشتباه راهبردی چپها در تئوری «توافق به هر قیمت» پس از ناآرامیها!
در حالی که سینما باید گزارش آشوب را به درستی به جامعه منتقل کند، همگونی آن با عناصر ترورریستی قابل توجه و تفسیر...
در میان انبوهی از گزارشها و تیترهای خبری، در یک بسته کامل با نام «ویژههای مشرق»، مسائل مهم و اثرگذار از دیدگاه روزنامههای کشور مورد بررسی قرار میگیرد. این ویژهنامه به آخرین مواضع جناحهای سیاسی و تحولات مهم داخلی و خارجی، اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور میپردازد و مخاطبان با مطالعه آن به رهیافتهای مهم، نکات و تأملات از سیر وقایع اثرگذار دست خواهند یافت.
سینمای ایران در بزنگاههای تاریخی، گاهی یک قدم جلوتر از حافظه جمعی حرکت کرده و تصمیم گرفته تا مأموریت روایتگری ناگفتهها را بر عهده بگیرد؛ به همین دلیل قصهها را از دل سکوت بیرون کشیده است. سینما همواره نقش راهنما در تاریخ معاصر را ایفا کرده است؛ البته در آشوبهای اخیر شاهد حمایت بخشی از هنرمندان با نام «خانه سینما» از اغتشاشات بودهایم. روزنامه اعتماد با سفیدشویی این جریان نوشته است: هنرمند نمیتواند مروج خشونت باشد و آنچه به خانه سینما نسبت داده شده و گفتهاند که بیانیه این خانه باعث بروز خشونت در جامعه شده، نادرست است. صدای مردم بودن و بیان اعتراضات آنان با تشویق به خشونت فاصلهای بسیار دارد؛ بیان اعتراض از طریق یک تریبونی مانند اینستاگرام که با سختی زیاد باز میشود، چگونه میتواند مروج خشونت باشد؟ چنین اعتراضی به مسالمتآمیزترین شکل ممکن صورت گرفته است.
در حالی که سینما باید گزارش آشوب را به درستی به جامعه منتقل کند، همگونی آن با عناصر تروریستی قابل توجه و تفسیر است. راجر واترز، از چهرههای مؤسس گروه راک پینک فلوید، در مصاحبهای که روز جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴ در برنامه «بدون سانسور با پیرس مورگان» پخش شد، اعلام کرد که با ایده تغییر رژیم در ایران موافق نیست و تأکید کرد که اعتراضات اخیر در کشور را نباید بهعنوان تلاشی برای سرنگونی حکومت تعبیر کرد. برخی سینماگران ایرانی که خود را مستقل نیز مینامند، به جای صدور بیانیه، باید بهطور کامل این گفتگو را مرور کنند، جایی که پمپئو در شرح آن گفته بود که سربازان موساد در کف خیابانهای تهران هستند.
برخی شواهد نشان میدهد مذاکرات در مرحله فعلی به این نقطه رسیده که ترامپ و کاخ سفید با رویکرد جی دی ونس مبنی بر تمرکز بر حوزه هستهای موافقت کردهاند. در این مرحله، برخی اصلاحطلبان با ارائه گرای غلط مانند «توافق به هر قیمتی» در حال انحراف از مذاکره عزتمندانه هستند. روزنامه آرمان ملی نوشته است: سناریوهای مختلفی را میتوان در خصوص مواجهه ایران و آمریکا مطرح کرد. سناریوی نخست «جنگ محدود و سپس توافق» است. بدین ترتیب، آمریکا با وجود تعداد زیادی از جنگافزارهای نظامی که به خاورمیانه آورده، جنگی محدود و هدفمند را علیه ایران آغاز کند تا ایران را مجبور به پذیرش خواستههایش در مذاکرات کند و نهایتاً به توافق برسند. این سناریو با یک مشکل بزرگ مواجه است و آن هم این است که اگر آمریکا بهدنبال حمله محدود باشد، پاسخ ایران محدود نخواهد بود و همین امر باعث میشود که آمریکا به جنگی طولانی و فرسایشی کشیده شود.
در پرونده هستهای، خط قرمز ایران حفظ حق غنیسازی و خط قرمز طرف مقابل عدم هستهای شدن ایران است. در این میان، سطح مطالبات طرف مقابل برچیده شدن کل چرخه غنیسازی در ایران و همچنین خروج کامل اورانیومهای ۶۰ درصد و تعیین تکلیف اورانیومهای بیش از ۱.۵ درصد است. در مقابل، به نظر میرسد سطح مطالبات ایران حفظ سطحی از غنیسازی در داخل باشد. در این مرحله، ترامپ تلاش میکند با حفظ سایه جنگ و تهدید، تهران را وادار به انعطاف بیشتری کند تا طرفین در نقطه تعادل مشخصی به توافق برسند. به این ترتیب، اظهارات وی در مورد بررسی گزینه اعزام دومین ناوگروه به غرب آسیا یا اخبار منتشره در خصوص اعزام تفنگداران نیروی دریایی دلتا فورس به همسایگان شمالی ایران باید در این فضا تحلیل شود. اما نکته قابل توجه آن است که مذاکرات برای ایران فصل پایانی رویارویی با ناتوی غربی نیست و فصلی مقطعی است. با این رویکرد، راهبرد مذاکره به هر قیمتی جایی ندارد.
بدون نظر! اولین نفر باشید