دلایل قطع اینترنت و شرایط منجر به این بحران: نگاهی به قطع ارتباط هستههای تروریستی مسلح
رسانهای که خسارت روزانه ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد تومان را برجسته می کند، باید صادقانه بپرسد که اگر آن دو روز ترور و آشوب مهار نمیشد، خسارت جانی، مالی و روانی کشور به کجا...
در میان انبوهی از گزارشها و تیترهای خبری، بستهای کامل تحت عنوان «ویژههای مشرق» به بررسی مسائل مهم و اثرگذار از دیدگاه روزنامههای کشور میپردازد. این ویژهنامه به آخرین مواضع جناحهای سیاسی، تحولات داخلی و خارجی، و اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور نگاهی میاندازد و مخاطبان را به رهیافتها و نکات مهم از سیر وقایع اثرگذار آشنا میکند.
پرداختن به موضوع قطعی اینترنت بدون طرح پرسشهای اساسی، عملاً نوعی آدرس غلط دادن به افکار عمومی است. برخی روزنامهها با برجستهسازی خسارت اقتصادی ناشی از این قطعی، تلاش میکنند مسئله را به سطح هزینه-فایده اقتصادی تقلیل دهند، اما به عمد یا ناآگاهانه از پاسخ به یک سؤال بنیادین غفلت میکنند: چرا اینترنت قطع شد و چه شرایطی کشور را به این نقطه رساند؟ روزنامه دنیای اقتصاد با اشاره به آمار و ارقام مربوط به قطع اینترنت، مینویسد: در دادههای مصرف خانوار طی ۱۴ سال گذشته، اینترنت از یک کالای کماهمیت به کالایی ضروری تبدیل شده است. این رشد ناشی از گسترش زیرساختها، گوشیهای هوشمند و پلتفرمها از یک سو و توسعه کسبوکارهای دیجیتال، آموزش، سرگرمی و ارتباطات از سوی دیگر است که به تدریج سبد فرهنگی و تفریحی خانوارها را تغییر داده است. مصرف اینترنت از ابتدای دهه ۹۰ تاکنون بیش از ۳۰ برابر افزایش یافته است.
در ادامه این گزارش آمده است که همزمان، مصرف بسیاری از کالاها و خدمات فرهنگی و تفریحی سنتی مانند کتاب و سینما ۳۵ درصد کاهش یافته است. این کاهش صرفاً به معنای مصرف کمتر خدمات فرهنگی نیست، بلکه نشانه تغییر شیوه مصرف است. بخشی از خدمات فرهنگی از طریق سرگرمی، یادگیری، تعامل اجتماعی و هویتیابی در بستر اینترنت تأمین میشود و اینترنت در این دوره برای بسیاری از اقلام فرهنگی و تفریحی نقش جانشین پیدا کرده است.
روزنامه شرق نیز به تأثیر قطعی اینترنت بر فعالیت خبرنگاران و رسانهها در انعکاس اخبار پرداخته و مینویسد: از ۱۸ دیماه و همزمان با اعتراضات سراسری در کشور، دسترسی به اینترنت بینالمللی در ایران قطع شد. وضعیتی که با وجود وعدههای مطرحشده از سوی برخی مسئولان، تا زمان تنظیم این گزارش همچنان بهطور کامل برطرف نشده و فقط در برخی ساعات روز، بهصورت محدود و جستهوگریخته، امکان اتصال برای بخشی از کاربران فراهم میشود. این محدودیت نهتنها ارتباطات روزمره و فعالیتهای اقتصادی را مختل کرده، بلکه دسترسی شهروندان به منابع خبری متنوع را نیز بهشدت کاهش داده است.
در شرایطی که شبکهای از تروریستها و آشوبگران سازمانیافته با استفاده از بسترهای ارتباطی، هماهنگی میدانی و هدایت خشونت را پیش میبرند و جان مردم عادی و مدافعان امنیت بهطور مستقیم تهدید میشود، دیگر با یک اختلال اجتماعی معمول مواجه نیستیم، بلکه با یک بحران امنیتی تمامعیار روبهرو هستیم. در چنین شرایطی، تصمیم حاکمیت نه بر اساس میل، بلکه بر اساس ضرورت اتخاذ میشود. قطع یا محدودسازی اینترنت، یک اقدام دلخواه یا سیاسی برای فشار بر جامعه نیست؛ بلکه ابزاری اضطراری برای مهار تهدیدی است که اگر مهار نشود، هزینههای آن نه میلیاردی، بلکه هزاران میلیاردی و حتی غیرقابل جبران خواهد بود.
رسانهای که خسارت روزانه ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد تومان را برجسته میکند، باید صادقانه بپرسد که اگر آن دو روز ترور و آشوب مهار نمیشد، خسارت جانی، مالی و روانی کشور به کجا میرسید؟ واقعیت این است که در همان دو روز، بیش از ۳۰ همت به کشور آسیب وارد شد؛ صدها نفر از مردم بیگناه و نیروهای حافظ امنیت به شهادت رسیدند و زیرساختهای حیاتی هدف قرار گرفت. آیا در چنین شرایطی، اولویت با تداوم بیقید و شرط دسترسی اینترنتی است یا با حفظ جان مردم و جلوگیری از فروغلتیدن کشور به چرخه خشونت فراگیر؟
بدون نظر! اولین نفر باشید