حضرت آقا: «افتخار من در فقر است»؛ چگونه درهای توفیق الهی به روی رهبر شهید انقلاب گشوده شد؟
بخشهایی از تنها مصاحبه حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای که در سال ۱۴۰۰ درباره شخصیت علمی و معنوی آیتالله سیدجواد خامنهای انجام شده، از سوی KHAMENEI.IR منتشر...
آنچه در ادامه میآید، بخشهایی از تنها مصاحبهی رهبر انقلاب، حضرت آیتالله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنهای (دامظلّه) تا کنون است. ایشان در طول سالهای گذشته از حضور در رسانهها و انجام هرگونه مصاحبه پرهیز کردهاند و در این مورد استثنایی که در آستانهی برگزاری نکوداشت مقام علمی و معنوی آیتالله سیّدجواد خامنهای (رحمهالله) انجام شد، تنها به منظور ادای حق و تجلیل شخصیت مرحوم آیتالله سیّدجواد خامنهای حاضر به گفتگو شدند. این مصاحبه که در نیمهی سال ۱۴۰۰ به مدت چند ساعت به طول انجامید، علاوه بر بحث دربارهی مرحوم آیتالله سیّدجواد خامنهای، شامل موضوعات مختلفی از جمله خاطرات شخصی و ویژگیهای ممتاز رهبر شهید انقلاب نیز بود. با این حال، ایشان همواره تأکید میکردند که موضوع اصلی این گفتوگو دربارهی آن عالم ربّانی و پرهیزگار است و مسیر گفتگو را به جریان اصلی آن بازمیگرداندند. با این وجود، نکات جالبی در این مصاحبه مطرح شده که خواندنی و شایان توجه است؛ لذا بخشهایی از این مصاحبه که عمدتاً دربارهی رهبر شهید انقلاب بوده، برای مطالعهی مخاطبان رسانهی KHAMENEI.IR انتخاب شده است. متن کامل این مصاحبه در ویژهنامهی نکوداشت آیتالله سیّدجواد خامنهای (قدّس سرّه) با عنوان «صحیفهی پارسایی»، توسط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر خواهد شد؛ انشاءالله.
یکی از نکات قابل توجه در خاطرات شفاهی خانوادهی جنابعالی، علاقه و انس ویژهی مرحوم آیتالله سیّدجواد با حضرت آقا است؛ آیا شما نیز نکتهای در این باره دارید؟ حضرت آقا رابطهی بسیار عاطفی و نزدیکی با پدرشان داشتند. معمولاً پدرها و فرزندان رابطهی عاطفی نزدیکی دارند، اما به نظر میرسد رابطهی مرحوم آقا با پدرم فراتر از یک رابطهی صرفاً عاطفی بوده است. دلیل عمدهی این موضوع به کارهایی برمیگردد که پدرم انجام داده بودند و در نظر مرحوم آقا بسیار ارزشمند بوده است.
به عنوان مثال، ایشان در سنین کم دو شاگرد بزرگسال پیدا کردند که به درسهای ایشان میآمدند و یکی از آن افراد از ایشان دعوت میکند که در یک مجلس روضهی زنانه مسئله بگوید. در آن زمان، مسئلهگوها از روی کتابهای سؤال و جواب، مسائل را بیان میکردند. پدرم در آن زمان حدود دوازده یا سیزده سال داشتند و این تجربیات قطعاً در ذهن مرحوم آقا تأثیر گذاشته است.
نکتهی دیگر، جنبهی علمی بارز آقا در آن سنین کم بود. بروز استعداد علمی پدرم در این ذهنیت مرحوم آقا تأثیرگذار بوده است. بهعلاوه، ایشان نسبت به پدرشان اطاعت و همراهیهای زیادی در امور مختلف داشتند. به عنوان مثال، در ایام نوجوانی، گاهی با مرحوم آقا به حرم میرفتند و در طول مسیر، در حالی که مرحوم آقا مشغول نافله یا ذکری بودند، پدرم به سلام و احوالپرسی افراد پاسخ میدادند.
مرحوم آقا به نوافل و مستحبّات بسیار مقیّد بودند و پدرم نقل میکنند که زیارت جامعهی کبیره را آنقدر در زیارتهای همراه با مرحوم آقا خوانده بودند که خودشان نیز حفظ شده بودند. بهطور کلی، این فضای طلبگی و همزبانی بین آنها وجود داشت و این به غیر از عواطف، یک بستر طبیعی نیز به شمار میرفت.
آقا خاطرهای از زمان ریاست جمهوری خود تعریف میکردند که نشاندهندهی این رابطه عاطفی است. ایشان هر چند روز یک بار با والدین خود تماس تلفنی میگرفتند. یک روز، پس از صحبت و خداحافظی، مرحوم آقا به تصور اینکه آقا گوشی را گذاشتهاند، به آرامی با لهجهی شیرین ترکی گفتند «قربانت علی». آقا هنوز گوشی را در دست داشتند و این جمله را شنیدند.
در مجموع، این حالتها جدای از رابطهی پدر و فرزندی، تأثیرات عمیقی بر رابطهی عاطفی ایشان داشته است. یکی از مهمترین موارد، ماجرای معروف نابینایی مرحوم آقا است که به خاطر پدرشان تحصیل در قم را ترک کردند و به مشهد آمدند. در اوایل دههی ۴۰، پدربزرگ ما دچار بیماریهای چشمی شد که نیاز به مراقبت داشت و آقا به عنوان اولین فردی که میتوانست به او کمک کند، به مشهد برگشتند.
آقا در آن زمان در قم در حال تحصیل بودند و از نظر علمی در وضعیت خوبی قرار داشتند. ایشان در درسهای مختلفی از جمله درسهای آقای بروجردی شرکت میکردند و حتی جزوهی ایشان در درس آقای بروجردی مورد تقدیر قرار گرفته بود.
زمانی که آقا تصمیم به بازگشت به مشهد گرفتند، برخی از اساتیدشان از جمله مرحوم حاج آقا مرتضیٰ به این تصمیم راضی نبودند. اما آقا با توجه به وضعیت پدرشان و احساس مسئولیتی که داشتند، تصمیم به بازگشت گرفتند.
پس از این تصمیم، فعالیتهای تبلیغی آقا در مساجد مشهد اوج گرفت و ایشان در دو مسجد کرامت و امام حسن فعالیت داشتند. مسجد امام حسن به عنوان یکی از مراکز مهم تجمع مبارزان در آستانهی انقلاب شناخته میشد.
در نهایت، این خدمات بیجواب نماند و تأثیرات آن در زندگی آقا مشهود بود. رابطهی علمی رهبر معظم انقلاب با مرحوم آیتالله سیّدجواد خامنهای نیز بسیار نزدیک و مؤثر بود. بهطوریکه در ابتدا مرحوم آقا به عموی خود درس میدادند و به مرور زمان، درسهایشان یکی شد و با هم «شرح لمعه» را نزد مرحوم آقا میخواندند.
این ارتباط علمی و مباحثههای مکرر بین آنها، تأثیرات عمیقی بر رشد علمی و فکری آقا داشته است.
بدون نظر! اولین نفر باشید