تولد دوباره وحدت و برادریهای دهه ۶۰: شیشه عطری که آمریکا شکست!
درگیری اخیر بین ایران با آمریکا و اسرائیل اگرچه همچنان بر قرار است و التهابات پیرامونی آن همچنان وجود دارد لکن در دل همین بحران نیز فرصت های کثیر و صحنه های زیبایی خلق شده...
سردار شهید حاج قاسم سلیمانی جمله معروفی دارد که میگوید: “میزان فرصتی که در بحرانها وجود دارد در خود فرصتها نیست.” جنگ و درگیری، چه محدود و چه فراگیر، همواره یک بحران به شمار میآید. بحرانی که به گواه مردان میدان و با وجود عقل و شهادت، میتوان در دل آن فرصتهای سترگی را جستجو کرد و از آنها پلکانهای فراوانی برای پیشرفت ساخت. درگیری اخیر بین ایران و آمریکا و اسرائیل، اگرچه همچنان ادامه دارد و التهابات پیرامونی آن وجود دارد، اما در دل همین بحران نیز فرصتهای بسیاری و صحنههای زیبایی خلق شده است که توانستهاند اسلام، ایران و نظام جمهوری اسلامی را قویتر کنند. واقعیت این است که باید شجاع بود و اذعان کرد که اگر این درگیری نبود، هرگز نمیتوانستیم چنین صحنهها و فرصتهایی را مشاهده کنیم. این صحنهها و فرصتها برخی از آنها در لابهلای خاطرات دهه شصت ما مدفون شده بودند و سالها در گرماگرم جدالهای سیاسی، حوادث مختلف و شبهات فضای مجازی خبری از آنها نبود.
به عنوان مثال، آیا کسی فکرش را میکرد که حمیدرضا جلاییپور، از تئوریسینهای اصلاحات و از چهرههای مشهور چپ، به صحنه بیاید و در تبعیت از نظر فرماندهان عالی جنگ بر حضور مردم در خیابانها تأکید کند؟ جلاییپور اخیراً در بخشی از یک مصاحبه با سایت جماران گفته است: “مردم به جای این که بترسند، در حمایت از قوای مسلح و محکوم کردن دشمن به خیابان آمدند و دوازده شب است که زیر بمباران دشمن چنین حمایت میکنند.” حمایت مردم به گونهای است که ناظران منطقهای و جهانی را از میهندوستی مردم ایران متعجب کرده است. او همچنین میافزاید: “توصیه من ادامه حضور مردم در صحنه و به ویژه در مراسم شبهای شهرهای ایران است. نباید خیابان را خالی گذاشت و نباید به ستون پنجم دشمن امکان تخریب داد.” جلاییپور در سخنان خود از مجاهدتهای نظامیان کشور نیز حمایت کرده و تصریح میکند: “ترامپ فکر میکرد با هواپیماهای پیشرفته رهبری ایران را شهید میکند و بعد قوای نظامی کشور و مردم ایران منفعل میشوند، اما مردم ایران با خون گرم شهدا و دلاورمردی نظامیان کشور این نقشه ترامپ و نتانیاهو را خنثی کردهاند.”
این فعال اصلاحطلب در ادامه با تأکید بر اینکه تا زمانی که خطر برای میهن وجود دارد، این “حمایت مردمی” نیز ادامه خواهد داشت، میگوید: “به بیان ساده، ایران در برابر دشمن هم موشک دارد و هم مردمی کمنظیر.” آیا این یکدست شدن برخی چهرههای چپ با فرماندهان نظامی کشور و این تجلیل مهم از اکثریت مردم مجاهد ایران، نشانهای از همان وحدت و برادریهای ما در دهه شصت نیست که سالها گم شده و حتی انکار شده بود؟
احمد شیرزاد، دیگر فعال اصلاحطلب، در یادداشتی در روزنامه شرق، حیا و پاکدامنی کارمند متروی اصفهان را ستوده است. کارمندی که برای کمک به خانمهای وحشتزدهای که به ریلهای مترو پناه برده بودند، سکوی انسانی ساخت. شیرزاد مینویسد: “ابتکار عمل این مرد بزرگ و تواضع بیمثال او در برابر مردم به کنار، حیا و پاکدامنی او توصیفناشدنی است.” او همچنین میگوید: “این صحنه را که در فضای مجازی دیدم، ناخودآگاه ندا برآوردم که: این ملت شکست نمیخورد.”
دقت کنیم که شیرزاد صحنههایی را توصیف میکند که پیش از این در جریان آشوبهای خشن دیماه نیز توسط مدافعان امنیت مردم رخ داده بود. اما میبینیم که جنگ و هجوم دشمن خارجی چگونه توانسته صداقت و برادری را از میان خروارها شبهه و تنگنظری بیرون بکشد و نمایان کند. حالا میتوان سعید لیلاز چپمسلک را دید که با وجود سابقهاش، به صداوسیما میآید و شجاعانه از مثبتات اقتصادی ایران بزرگ صحبت میکند. همچنین بازنشر توییتهای دبیر شورای عالی امنیت ملی توسط عطاالله مهاجرانی، وزیر فرهنگ دولت اصلاحات، و حمایتهای حماسی او از رهبر شهید انقلاب توجهات زیادی را در شبکههای اجتماعی جلب کرده است. مهاجرانی همچنین در یک توییت، نخستین پیام رهبر جدید انقلاب اسلامی را “جامع و دقیق و منصفانه” ارزیابی کرده است.
آیا در عرصه سیاست، وحدت ملی و امنیت، اینها همان فرصتهای بزرگی نیست که شهید سلیمانی معتقد بود در دل بحران وجود دارد؟ وحدت و برادریهایی که با استفاده از فرصت جنگ، زنگار سالها جدال سیاسی، سیاهنماییهای شیوع یافته در فضای مجازی و ترسهای ناشی از جنگ روانی دشمن را کنار زد و به میدان دفاع از ایران شتافت. درگیری ما با آمریکا و اسرائیل تمام خواهد شد، اما این وحدت و برادری و یکرنگی باقی خواهد ماند، به شرطی که همگی همچنان بر دال مرکزی اسلام و ایران مجتمع باشیم و پاسداشت آن را برای خود یک فرض واجب بدانیم.
بدون نظر! اولین نفر باشید