تندترین انتقادات عارف و مطهری از ترامپ/ دلایل حمایت موتلفه از قالیباف چیست؟
هریک از رجال سیاسی با رفتارهای مختلف خود در میانه درگیری با دشمنان ملت، ماهیت ذاتی و خویشتن خویش را به قضاوت مردم و نظام اسلامی...
جنگ اگرچه به خودی خود پدیدهای نامطلوب است، اما فرصتهایی نیز به همراه دارد. یکی از این فرصتها، “آشکار شدن جوهره مردان سیاست و تعیین مرز بین دوست و دشمن” است. سیاست به شدت تحت تأثیر جنگ قرار دارد و هرگز نمیتواند نسبت به آن بیتفاوت باشد. در واقع، جنگ برای سیاست به مثابه یک یوم الحساب است که هیچ راه فراری از آن وجود ندارد و سیاستمداران باید در این زمینه پاسخگو باشند. رجال و احزاب سیاسی نمیتوانند و نباید در زمان جنگ به کنج عزلت پناه ببرند. آنها از یک سو نسبت به خدا و وطن و از سوی دیگر نسبت به مردم و دشمن مسئولیت دارند. به نظر میرسد سیاست تنها عرصهای است که نمیتواند نسبت به جنگ با تزویر رفتار کند و این خود فرصتی است تا چهره واقعی سیاستمداران و اصحاب قدرت به مردم نمایان شود و بهبود رأی مردم، ارتقای عقلانیت عمومی و خوشحالی اصحاب حقیقت را به همراه داشته باشد.
به عنوان مثال، علی مطهری، نماینده ادوار مجلس و چهرهای نزدیک به جریان اعتدال، در یادداشتی که در سایت جماران منتشر شد، درباره درگیری تحمیلی ترامپ به مردم ایران نوشت: “استقامت و پایداری و صبر و تحمل و سلحشوری برای ما عزت و شرافت و آقایی و استقلال ابدی خواهد آورد و خدای ناکرده سستی و ابراز ضعف، اسارت و سرشکستگی و بردگی آمریکا و اسرائیل را در پی خواهد داشت و هیهات منّا الذلّه.” تأکید مطهری بر عبارت راهبردی “هیهات منا الذله” در حالی است که او در برخی موارد از مذاکره نیز سخن گفته است.
محمدرضا عارف، فعال اصلاحطلب و معاون اول رئیسجمهور پیشین، نیز در واکنش به تهدیدات ترامپ در قبال جزیره خارک گفت: “ترامپ فقط میتواند درباره اعزام سرباز به خارک تصمیم بگیرد؛ اما درباره بازگشت دیگر تصمیم با او نیست. چون از جهنم کسی به خانه برنمیگردد.” این موضعگیری عارف نشاندهنده اقتدار و شورانگیزی او در برابر تهدیدات است.
حزب موتلفه اسلامی نیز اخیراً در بیانیهای از مدیریت میدانی محمدباقر قالیباف در جریان درگیری اخیر ایران با آمریکا و اسرائیل تقدیر کرد. محمدعلی امانی، دبیر کل این حزب، در بخشی از بیانیه خود خطاب به قالیباف نوشت: “رفتارشناسی سیاسی و نظامی شما در این جنگ، فراتر از یک عملکرد سازمانی، به یک «مکتب مدیریتی» برای رویشهای تازه انقلاب تجلی یافت.”
با این حال، در این شرایط، همه چیز مثبت نیست و برخی سیاسیون و احزاب به سکوت یا مواضع عجیب و غریب روی آوردهاند. به عنوان مثال، محسن آرمین، از فعالان جبهه اصلاحات، در یادداشتی خواستار بازنگری نظام اسلامی در سیاستهای اصولی خود شد و نوشت: “مسیر فعلی حکمرانی ایران را به جایی رسانده است که تنها سه کشور تجاوز آمریکایی-اسرائیلی را محکوم کردند و متقابلاً پس از حمله ایران به تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه تقریباً اکثر قریب به اتفاق کشورها به محکومیت آن پرداختند.”
حرکت بر اساس پیشنهاد آرمین میتواند ایران را از وضعیت فعلی به کشوری وابسته و مستحیل در دهها شورا و کنوانسیون منطقهای و جهانی تبدیل کند که پذیرای پایگاههای نظامی آمریکاست و توان مقابله با تهدیدات را نخواهد داشت. آرمین به ایران اسلامی پیشنهاد میدهد که نسخه موفق حکمرانی خود طی ۴۷ سال گذشته را کنار بگذارد و به ترس از چند قهر دیپلماتیک تن دهد.
در نهایت، هر یک از رجال و گروههای سیاسی با رفتارهای مختلف خود در میانه درگیری با دشمنان ملت، ماهیت ذاتی و خویشتن خویش را به قضاوت مردم و نظام اسلامی گذاشتهاند. باید از این فرصت جنگ در جهت ارتقای حکمرانی ایرانی و بهبود بصیرت عمومی استفاده کرد، فرصتی که به ندرت در اختیار مردمان و تاریخ معاصر یک کشور قرار میگیرد.
بدون نظر! اولین نفر باشید