تحلیل سناریوهای «عملیات زمینی» دشمن: درسهای تاریخی از تجربیات گذشته در مواجهه با حریف چه نکاتی را روشن میکند؟
سوال این نیست که آیا چنین عملیاتی از نظر تئوری امکانپذیر است یا خیر، بلکه این است که تحت چه شرایطی میتواند موفق شود و آیا به اقدامی پرهزینه و از نظر نظامی و سیاسی پرخطر برای مهاجم تبدیل خواهد...
جنگ به روزهای سرنوشتساز و تعیینکننده خود نزدیک میشود و مقاومت تاریخی ملت ایران و سلحشوری نیروهای مسلح کشور، محاسبات دشمن را به هم ریخته است. در این شرایط، ضروری است که تمامی سناریوهای احتمالی دشمن مورد بررسی قرار گیرد. دکتر آرمِن آیوازیان، تحلیلگر امور دفاعی، در مقالهای در وبگاه کانادایی «گلوبال ریسرچ» به بررسی سناریوهای احتمالی دشمن برای عملیات زمینی در خاک ایران پرداخته است. با استقرار واحدهای بیشتر نیروی دریایی ایالات متحده و عناصری از لشکر ۸۲ هوابرد و نیروهای ویژه، بحثها در محافل کارشناسی و رسانهای در مورد سناریوهای احتمالی تصرف جزایر ایرانی در خلیج فارس شدت گرفته است. تمرکز بر جزایری است که به عنوان گرههای کلیدی عمل میکنند و برای زیرساختهای انرژی و خطوط ارتباطی دریایی منطقه بسیار مهم هستند.
سوال این است که تحت چه شرایطی چنین عملیاتی میتواند موفق شود و آیا به اقدامی پرهزینه و پرخطر برای طرف مهاجم تبدیل خواهد شد یا خیر. بررسی تجربه تاریخی عملیاتهای بزرگ آبی-خاکی و هوابرد در قرنهای بیستم و بیست و یکم نشان میدهد که موفقیت این عملیاتها هرگز به یک عامل واحد بستگی نداشته است. در واقع، موفقیت به یک سیستم پیچیده از شرایط بستگی دارد که شکست هر یک از آنها میتواند کل عملیات را به خطر بیندازد. حتی مشهورترین حملات آبی-خاکی نیز اغلب به شکست نزدیک میشدند.
به عنوان مثال، تهاجم هوایی آلمان به کرت در ماه مه ۱۹۴۱، با وجود تلفات سنگین، به تصرف یک گره حیاتی انجامید. این امر نشان میدهد که یک حمله هوایی تنها در صورتی قابل اجرا است که بتواند به سرعت از یک نیروی منزوی به یک عنصر یکپارچه تبدیل شود.
در نبرد تاراوا در نوامبر ۱۹۴۳، تفنگداران دریایی ایالات متحده با تلفات بسیار بالا مواجه شدند، اما در نهایت موفق به تصرف جزیره شدند. این عملیات به عنوان نمونهای از پیروزی پرهزینه شناخته میشود. پیاده شدن در نرماندی در ژوئن ۱۹۴۴ نیز با وجود تلفات اولیه، به دلیل تمرکز منابع و لجستیک مؤثر، موفقیتآمیز بود.
در صحنه اقیانوس آرام، نبردهای ایوو جیما و اوکیناوا نشاندهنده تغییر به دفاع در عمق بودند و نیروهای آمریکایی با تلفات سنگینی مواجه شدند. در نهایت، عملیات تهاجمی استراتژیک شوروی در منچوری در اوت ۱۹۴۵ تحت شرایط متفاوتی انجام شد و به موفقیتهای سریع دست یافت.
مقایسه این موارد الگوهای کلیدی را آشکار میکند: نیروهای زمینی در لحظه ورود آسیبپذیر هستند، موفقیت به توانایی تقویت سریع بستگی دارد و ارزیابی دقیق قابلیتهای دفاعی دشمن بسیار مهم است.
در خلیج فارس، ایالات متحده از برتری تکنولوژیکی برخوردار است، اما تسلط دریایی بلامنازع ندارد. ایران یک سیستم دفاعی نامتقارن توسعه داده که مختل کردن عملیات آبی-خاکی را هدف قرار داده است. جغرافیا نیز وضعیت را پیچیدهتر میکند و هر نیروی زمینی با ترکیبی از آتش توپخانه، حملات پهپادی و سیستمهای ضد زره مواجه خواهد شد.
در نهایت، تصرف جزایر منفرد توسط نیروهای آمریکایی از نظر تئوری ممکن است، اما نیازمند شرایط خاصی است و نمیتواند به صورت جداگانه انجام شود. در شرایط فعلی، ایالات متحده در موقعیتی نیست که بتواند یک جنگ طولانی و گسترده را علیه کشوری مانند ایران بدون تخصیص مجدد منابع عمده و بسیج داخلی انجام دهد. هرگونه عملیات آبی-خاکی در خاک ایران میتواند محرک بالقوهای برای تشدید تنشهای منطقهای باشد.
بدون نظر! اولین نفر باشید